گتوند

آزاد

«یادمان امدادگران»

 

یادمان امدادگر صادق حاج علیرضا عطایی نژاد (گتوندی )

    مرحوم حاج علیرضا عطایی نژاد استادی بصیر، خطیبی شهیر، خادمی صادق، مدیری خلاق، شاعری عارف و مردی خدایی بود که عروجش رزمندگان، آزادگان، خانواده شهدا و در یک کلام عموم مردم شهید پرور گتوند را غرق در ماتم و حسرت و عزا کرد.

    او که نور ایمان در قلب پرمهرش تابیده بود و چشم بصیرتش را به حقایق جهان هستی گشوده بود با پیروزی از امام و معشوق خود، خمینی کبیر و فرزند خلفش رهبر معظم انقلاب در نشر معارف اسلامی و انقلابی قولاً و عملاً سخت کوشید و همواره امر به معروف و نهی از منکر را سرلوحه وظایف خود می دانست و در هر فرصتی به آن می پرداخت. به راستی حاج علی عطایی نژاد (گتوندی) که بود و چه کرد؟

    از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش

    علی در سال 1336 در خانواده مذهبی چشم به جهان گشود. ذهن و تیزهوشی او در کودکی زبانزد بود، دروان طفولیت و تحصیلات را در آبادان گذراند و در کنار فعالیتهای دینی و مذهبی با تشکیل هسته های حمایتی و مردمی به دلجویی و توزیع مایحتاج عمومی در بین فقرا مبادرت می نمود. هنوز جوانی دبیرستانی بود که قصیده ای در باره اوضاع اجتماعی و اقتصادی آن زمان سرود که منجربه برخورد شدید مدرسه و مسئولین امنیتی رژیم شاه با او و دبیر مربوطه گردید و در حالی که شاگرد ممتاز مدرسه بود او را در سال سوم دبیرستان مردود نمودند.

    درزمان اوج گیری انقلاب اسلامی، انقلابی در او ایجاد و با پیوستن به گروه های مسلمان خط امام به فعالیت های سیاسی و مذهبی شدت بخشید که در نهایت مورد تعقیب ساواک قرار گرفته و به موطن خویش برگشت.

    ورود او به گتوند، موجی از شور انقلابی را در شهر به وجود آورد. با پیروزی انقلاب اسلامی با خدمت در پایگاه ها و کمیته های انقلاب به حراست از دستاوردهای انقلاب اسلامی پرداخت و سپس در هیئت واگذاری زمین در آبادان و خرمشهر به خدمت خود ادامه داد.

    با شروع جنگ تحمیلی با حضور در جبهه های جنگ آبادان و خرمشهر به دفاع از کشور پرداخت که نقطه نقطه آبادان دلاوری ها و شجاعت های وی را هرگز از یاد نخواهد برد.

    باحضور مؤثر خود در گتوند و سخنرانی های بی نظیر و جذاب، فعالیت های خود را در این شهر توسعه بخشید و با جمعی از دوستان صندوق قرض الحسنه امام صادق (ع) را ایجاد نمود و کمیته امداد گتوند را در سال 59 پایه گذاری نمود و به عنوان رییس، خدمت به محرومین را ادامه داد. در سال 61 به اهواز منتقل و مسئولیت خطیر ستاد پشتیبانی جبهه و جنگ کمیته امداد استان خوزستان را بر عهده گرفته و همزمان عضو شورای مرکزی کمیته امداد استان گردید که خدمات شایان و به یاد ماندنی از نامبرده به ثبت رسیده است.

    او مدیری توانا و خلاق، مسئولی خادم و صادق و سخنوری توانا و با تقوا بود که فقط و فقط رضا خدا و خدمت به خلق را مدّ نظر داشت و هیچ چشمداشتی به مال و ثروت دنیا نداشت.

    به طوری که با 27 سال سابقه خدمت و مسئولیت، کوچکترین سرمایه گذاری برای خود نکرده و مالی را برای خود به جا نگذاشت و علیرغم پیشنهاد پست و مقام های نام و نشان دار از پذیرش آنها امتناع کرد و به شایستگی میتواند الگوی مدیران نظام اسلامی قرار گیرد.

    سرانجام حاج علی عطایی نژاد پس از سالها مجاهدت و فداکاری در کنار مرقد مطهر مولا و مقتدای خویش حضرت اباعبدالله الحسین جان به جان آفرین تسلیم کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 21:41  توسط   | 

زنده یادحاج علی گتوندی(عطایی نژاد)

بسم ا...  الرحمن الرحیم

ومن الذین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه و فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر وما بدلوا تبدیلا       

 (احزاب –آيه 23)

برخی از مومنان بزرگ مردانی هستندکه به عهد وپیمانی که با خدا بسته اندکاملا وفا کردند پس برخی از آنان بر این عهد ایستادگی کردند(تا درراه خدا شهید شدند)وبرخی به انتظار مقاومت کردند وهیچ عهد خود را تغئیر ندادند.

 

حرفهای ما هنوز ناتمام...

تا نگاه میکنی                                   .

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی !

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود

آی ...

ای دریغ و حسرت همیشگی!

ناگهان

چقدر زود دیر می شود!      (مرحوم قيصر امين پور)

سوگنامه ای در فراق مبارز خستگی نا پذیر مرحوم حاج علیرضا عطائی نژاد

از کدام پنجره تو را نگاه کنم٬ با کدام مداد عطر تورا بنویسم ٬لای کدام سبزه تورا بجویم ٬ ای بهارمهربا ن برایم از نارون و سپیداربگو٬ شکوفه ای به روح بی تابم ببخش ٬از کدام سمت به تو درود بفرستم از کدام جاده به سوی تو آغوش بگشایم.تورااز کدامین منظر سر ستودن گیرم ٬از کدام برهه زندگیت از کدام صفحه تابناک سخن آغاز کنم از دوران مبارزه با رژیم سفاک پهلوی وتحت تعقیب قرار گرفتنت یا از رشادتها و حماسه آفرینیهایی که در جای جای سرزمین مقدس جبهه مهبط ملا ئکه الله از خود به یادگار گذاشتی.

نقطه نقطه شهرهای آبادان وخرمشهر تورا می شناسند و به تو افتخار می کنند آن زمان که با یاران لبنانی ات ابوجعفر وابو یاسردر اطلاعات عملیات نقش آفرینی کردی و به عنوان قویترین نیروی جنگهای نا منظم درجنوب همراه با سرهنگ کی تری فرماندهی  وقت لشکر 77خراسان حماسه آفریدی هتل کاروان سرای آبادان هیچ وقت آن سخنرانی پر شوری که در جمع رزمندگان ومردم مقاوم آبادان با آن بیان شیواوبیاد ماندنی ایراد فرمودی از یاد نخواهند برد همانگونه که پژواک سخنان آتشینت در جمع رزمندگان                           حزب الله جنوب لبنان وفلسطین وستم دیدگان افغانستان وعراق وسوريه سیلهای خروشان آفریدی وخواب راازچشم ظالمین وغاصبین ستمگر ربودی آری مجاهدان ومبارزان نستوه وخستگی ناپذیردر جبهه های نبرد با استکبار جهانی سر از پای نمی شناسند وشب وروز برای آنان معنايی ندارد در خدمت به کوخ نشینان وستم دیدگان وتهیدستان عاشقانه وعارفانه(السابقون السابقون)هستند والحق که سزاوار(اولئک المقربونند).

اینان در طریق حق وکمک به بینوایان ودرماندگان که در عیال الله اند چراغی چون مولاومقتدایمان علی علیه السلام را داشتند ودر مظلومیت اقتدا به تنهاترین سردار نمودند و در مبارزه با ظلم وبیداد وعصیان گری یزیدیان زمان حسین وار جنگیدند.

وسرانجام جز این انتظاری نبود که این عزیز سفر کرده در بارگاه قدس ملکوتی وآسمانی سرور وسالارشهیدان اباعبدالله الحسین علیه السلام به لقاءالله پیوستند زهی سعادت که عروج خویش را ازکعبه دلها کربلای معلی آغاز گر شدند عزیز سفر کرده ام عزت اگر تجسم می یافت تندیسی ازصداقت وعظمت تو می گشت صداقت اگر زبان می داشت نام تورا بر زبان جاری می ساخت تو دیباچه شرف عنوان ایمان وفروغ بی انتها بودی.

                   ندانم کدامین سخن گویمت          که والاتری زآنچه می گویمت

چقدر ارابه زمان تند می رود چقدر خوب بود مثل جاده ها پیاده به سوی افق می رفتیم تا عظمت تورا بیشتردرک می نمودیم چقدر آسوده می توان کلمات را به سوی تو فرستاد چه سبکبار می توان در اطراف مهربانی تو اتراق کرد. چقدر زندگی کوتاه است وقتی پلک می گشائی و می خواهی  به سوی دوردستهای روشن فردا قدم بزنی ناگهان شب می شود وعزیزت را در افق فراق می بینی.

   شادي روح آن مرحوم  صلوات

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 21:29  توسط   | 

زنده یادحاج علی گتوندی(عطایی نژاد)

بسم ا... الرحمن الرحیم

ن والقلم وما یسطرون

در آن دیار که خداوند به قلم قسم می خورد پس نگاشتن تک تک جملات توسط

قلم ارزش واهمیت بلندی می یابد.

خواستم بپرسمت چگونه امن یجیب رازمزمه کردی که در سرزمین بهشتی نینوا اجابت شدی؟

وقتی تو را مرور می کنم تمام وجود گرمت را با تمام خستگیها و دردهای آمیخته با احساس عمیق بندگی وخلوص نیت عارفانه می یابم ٬آری زبان قلم قاصر از نوشتن وبیان است چرا که خستگی کار و  تن رنجور را منافاتی نیست چگونه بنویسم خصایص عمیق وپدرانه انسانی رنجور ودرد کشیده که تمام زندگی آسایش وبود ونبود خویش را درجهت التیام آلام و نوازش ایتام وآرامش خاطر بیوه زنان و  کهن مردان قرار داده بود. هرگز از یاد نخواهند برد یلان وادی ایمان وشهادت وخاکهای سرخ سرزمین ابدیت. درکربلای ایثارهیچگاه یلان بیشه حسینی راتنها نگذاشتی ویاور شهیدان ودلیر مردان بودی وهیچگاه جنوب وجنوب غرب فراموش نخواهند کرد مردانی که قدعلم کردند وبر وعده خویش ماندند وماندند. چگونه بنویسم از حس عجیب دلدادگی وخدمت رسانی به کودکان وزنان چشم انتظار٬از مردان نشسته بر دامان تنهایی وخستگی ٬از کودکان بغض گرفته بی کسی و از زنان رنجور و خسته تنهائی٬ شبها وسحرگاهان برگرداگرد هستی اینان چرخیدی تا مبادا اشکی از چشمان کودک بیكسی و  زنان رنجور تنهائی بر خاکهای غربت نداری چکه کند .زمان ومکان را وقف خدا کرده بودی وتن رنجور خویش را ارزانی بی کسی بی کسان.

چگونه بنویسم از شبهای دلدادگی آن یل دریای عرفان که با تمام هستی محراب عشق را با خون فرق خویش به تلاطم در آورد٬ آری تکیه زدن در منزل ومأمن خویش را غفلت از دستهای رنجور خسته   زنان ومردان  واشکهای کودکان ایتام وآلام خسته این وادی گذران می دیدی هرگز فراموش   نخواهیم کردکه با اقتدا به حیدر کراربر تمام غصه ها وامراض فرزندان بشر می غریدی وهمچونان    (علی علیه السلام) شبانگاهان بردر این خستگان دنیای بی کسی حاضر می شدی تا دردی از دردهای آنان را التیام بخشی براستی اینان را چگونه می یافتی وطبییب آلام دردمندان می شدی؟

بارها و بارها دیدمت که از حدّت وشدت خستگی توان از کف می دادی ولی آرام نمی شدی مگر اینکه آرامش را ابتداً هدیه کنی.

هیچگاه نخواستی تنهائی وبی کسی فقر ونداری سایه ننگینش را بر روی چهره غم گرفته انسانهای مظلوم و بی گناه بگستراند وهمیشه ودر همه حال سایه پدرانه ومهربانانه خویش را بر سر آنان رقم   می زدی تنها وتنها خدا را در نظر داشتی ورضای خداوند بود که گامهای تو را فراتر از مرزهای وطن   می کشاند ودر بلادهای اسلامی دیگرهمت وتوان انقلابی اسلامی تو بود که دست نوازش بر سر مظلومان وستمدیدگان می کشید سخنان غرا وشیوا وامید بخش در جمع خانواده های زجر کشیده افغان ولبنان وعراق وسوريه آنچنان نوری در دلهای آنان می افکندکه ایستادگی وپایمردی آنان را تا به حال متضمن وبیمه نمود آری هیچگاه کودکان وزنان افغان مهربانیهای تو را فراموش نخواهندکرد.

حال می خواهم تا اندکی از آن چیزهایی که دیده ام  با خودم مرورنمایم  اما نمی دانم چگونه می توانم اشکهای قنوت نماز مغرب نجف را که نجوای عارفانه علی (ع)با کمیل بود را فراموش کنم چگونه        مي توانم سجده های طولانی  مسجد کوفه سهله مسجد صاحب الزمان وحرمین را از یاد برم مگر می توانم خاطرات٬ نصیحتها دعاها وقدم زدنهای با تورا در سرزمین بهشتی مسجد کوفه وسهله وبین الحرمین را مرور نکنم  هیچگاه اشکها وصحبتهای غریبی خانه علی(ع)را از یاد نخواهیم برد مگر میشود  فراموش کنم که در این مسیر چگونه همگان را ياري و دستگیری می کردی.

همیشه برای بندگان خدا که تحت قهر وخشم طبیعت ناگزیر قرار گرفته بودند امین وامان بودی وهیچگاه نخواستی بگذاری زنی احساس بی کسی وکودکی احساس یتیمی و مردی احساس غریبی ونداری کند.

 

آري حاج علي عزيز:

 اين هديه خداوند به تو بود كه پس از زيارت حرم اباعبدا...الحسين وحضرت ابا الفضل العباس ودر حد فاصل دستان ابا الفضل العباسش براي هميشه آرام وبراي ما الي الابد هستي يافتي.

روحش شاد ویادش گرامی

جهت تعجيل در فرج امام زمان (عج) و شادي روح آن مرحوم صلوات

 

 

از طرف همراهان آن مرحوم در سفر كربلا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 21:28  توسط   | 

صدای گام های یار می آید ...

صدای گام های یار می آید ...

 

سلام امام رضای مهربون .سلام آقایی که این روزا همه واسه تولدت جشن های بزرگ و باشکوه می گیرن و سلام به تو که همه دیوونتن

با گذشت ساعت ۲۴روز تولدت از راه می رسه.نمیتونم تو اون لحظه تو بلاگت پست جدیدی بذارم اما اگه خدا بخواد شاید اولین کسی بشم که تو اون ثانیه های اول روز تولدت تلفنی تولدتو تبریک بگم .

آقا؟منو ببخش که نمی تونم واست جشن تولدت بگیرم .منو ببخش که روز تولدت هوای دلم ابری و چشام بارونیه .منو ببخش که نمی تونم پامو تو مجلسی بذارم که همه دیوونه ی تو هستند .منو ببخش که طاقت ندارم صدای اونایی که از ته دل صدات می کنن رو بشنوم .منو ببخش به خاطر همه ی بدی هام ....منو ببخش که مجنون خوبی برات نیستم

آقا ؟کمکم کن تا صبر و تحملم زیاد بشه .تا باور کنم که نمی تونم مجاورت باشم و باید دور از تو در حسرت مجاور شدنت بمیرم

آقااااااااااااااااااااااا؟منو ببخش که نمی تونم خیلی عادی روز تولدتو پشت سر بذارم .منو ببخش چون فرشته نیستم

آقا جون؟نمی دونم امسال به جشن یه نفره ی تولدت که تنها مهمونش فقط خودتی سر میزنی یانه اما من مثل سال قبل واست شمع روشن می کنم خیلی دوست دارم بیای و شمع تولدتو خودت فوت کنی .میای؟

می دونم که مجنونی نبودم که تو بخوای بهش سر بزنی اما تو امام رضایی هستی  که به من مجنون و روسیاه خیلی لطف داشتی.آقا التماست می کنم بیااااااااااااااااااا

آقا جون یا امام رضا میدونم که خیلی ها اومدن تا فقط روز تولدت پیشت باشن اما من که نتونستم بیام با تمام جسارتم ازت می خوام تو بیای .آقا نیاز منو تو همون چند جمله ی ناقص و ناجور درک کن و به من دیوونه یه سر بزن .یادت باشه اگه دیوونم دیوونه ی شمام خدا رو خوش نمیاد که دیوونتو چشم به راه بذاری .

گل امیدم تولدت مبارک

توی این دور و زمونه دل من خونه ی عشقه و عشق رضا صاحب اونه

به جز از آتیش عشق آقا مون داره بهونه شب و روز از مستی می خونه

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 21:36  توسط   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 6:59  توسط   | 

توهين به ايرانيان در دبي ...!!!

متن زیراز طرف مدیریت و کارکنان گروه هم صحبت  برایم ارسال کرده 

برای خبر زیر از طرف مدیریت و کارکنان گروه هم صحبت به همه شما ایرانی ها تسلیت می گم و از شما می خواهیم این خبر را به هر کسی که می شناسید بفرستید . به امید دنیایی بدون عرب .

 

 
 
 
ز شیر شتر خوردن و سوسمار          *          عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج کیانی کند آرزو          *          تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
 
 
 
 
توهين به ايرانيان در دبي ...!!!

 

 

 بي شرمي ماموران اماراتي فرودگاه دبي  عليه مسافران بيگناه ايراني

منبع / نويسنده: وب سايت ايران ب ب ب

فاجعه رفتار تکان دهنده ماموران فرودگاه دبي با مسافران و گردشگران ايراني



ماموران فرودگاه دبي به دليل انچه دريافت گزارشي مبني بر احتمال حمل مواد مخدر توسط يکي از مسافران ايراني پرواز تهران – دبي در ( پنجشنبه 14 شهريور )ضمن رفتاري بسيار شديد و وحشيانه اقدام به بازرسي و لخت کردن تمامي 152 نفر مسافران اين پرواز اعم از زن و مرد نمودنند  .
به گزارش شاهدان عيني که خود هم از مسافران اين پرواز نيز بوده اند پليس دبي پس از نگهداري 4 ساعته تمامي مسافران در فرودگاه دبي ( به صورت سرپا ) و سپس گنترول گذرنامه ها انها تمامي مسافران را اعم از زن و مرد و کودک را به سالن بازرسي ويژه هدايت کرده اند  .


در سالن ويژه بازرسي فرودگاه سالن شماره 2 فرودگاه دبي از همه خواستنند تمام لباسهاي خود و حتي لباسهاي زير خود را دراورند و اقدام به بازرسي مسافران اين پرواز که اکثرا خانواده ها هم بودنند نمودنند . همچنين در پي گستاخي پليس فرودگاه امارات تمامي زن ها و دختر ها را توسط پليس مرد کاملا برهنه کردنند و حتي از فرو بردن دست در درون اندام تناسلي بانوان و دختران هم کوتاهي نکردنند .

 

 

 

 


شاهدان عيني از فرياد و گريه و شيون زنان و دختران ايراني در سالن بازرسي 2 حکايت ميکنند که تمامي فضاي سالن شماره 2 فرودگاه دبي را پر کرده بود  .
يکي ديگر از شاهدان اين پرواز ميگوييد که زنان و دختران را پس از بازسي وحشيانه از سالن بازرسي به سوي سالن خروجي فرودگاه دبي هدايت ميکردند در حالي که به انها حتي اجازه نداده بودنن لباس هاي زير خود را هم به تن کنند و در حالي انها را يکي يکي ازسالن بازرسي ويژه خارج ميکردند که زن ها و دختران گريه کنان فقط لباسهاي خود را در دست داشتنند و نه بر تن !

يکي ديگر از مسافران زن اين پرواز ميگوييد که در اثر برخورد وحشيانه و خشن پليس دبي در حال بازرسي بدني از مسافران دختر بکارت يکي از دختران ايراني پاره شده است و فريادها و گريه هاي اين دختران و زنان در فرودگاه و متعاقب ان اعتراض شوهران و خانواده هاي ديگر ايراني بازرسي شده باعث شد که پليس فرودگاه با باتوم اقدام به ضرب و شتم وحشيانه تمامي مسافران دربند در سالن بازرسي را به همراه داشته باشد  .
از طرفي در نهايت بعد از 3 ساعت از بازرسي ويژه بدني تک تک مسافران ايراني مشخص شد که هيچ يکي از انها هيچ مورد خلافي به همراه نداشته اند و ماموران فرودگاه دبي عمدا و فقط به خاطر ارعاب و تحقير ايرانيان عازم دبي اين حرکت زشت و بدور از انسانيت را انجام داده اند .

 

 

2577659836_0b62ca9894_o.jpg

 


واکنش سفارت جمهوري اسلامي در دبي :


پس از مراجعه حضوري چندي از مسافران ايراني به سرکنسولگري جمهوري اسلامي در دبي ابتدا از ورود اين افراد به ساختمان کنسولگري جلوگيري به عمل امد ولي پس از ورود چند نفر و باز گو کرد واقعيت ماجرا براي مسئولان جمهوري اسلامي در دبي به انها قول داده شد که پيگير ماجراي اتفاق افتاده شوند . همچنين يکي از 3 نفر از دختران که با جراحت ... مواجه شده بودنند براي اثبات موضوع به پزشکي قانوني ارسال شد که حقيقت ادعا اثبات شود  .
از طرفي بعضي از خبرنگاران رسانه هاي گروهي با معاون سرکنسولگري جمهوري اسلامي در دبي قرار مصاحبه گرفتنند که ايشان از پذيرفتن خبرنگاران خودداري کردنند و با تعجب فراوان ايشان خطاب به مراجعه کنندگان تمامي ماجراي اتفاق افتاده را تکذيب کردنند و گفتنند موضوع مهمي اتفاق نيفتاده و ماجراي گفته شده فقط شايعه است !
ولي يک روز بعد از تکذيب ماجرا توسط کنسولگري ايران در دبي - سفارت جمهوري اسلامي در ابوظبي با تاييد ضمني خبر برخورد وحشيانه ماموران فرودگاه دبي با مسافران ايراني و پاره شدن بکارت يکي از دختران 15 ساله اين ماجراي را يک اقدام عادي در فرودگاه دبي خوانند ولي گفتنند که در اين زمينه با فرمانده پليس فرودگاه دبي صحبت و موضوع پيش امده را پيگيري
 کنند !!!!!! 

 

سفر به دوبی را تحریم کنید

این فاجعه می توانست برای شما اتفاق بیفتد. بیایید جلوی چنین حوادث تلخی را بگیریم. سفر خود به دوبی را لغو کنید. اطمینان داشته باشید که روزی فرا خواهد رسید که با التماس از شما خواهند خواست به کشور ورشکسته شان سفر کنید. چرا که دوبی با پول ایرانی ها به این موقعیت رسیده است. شیخ نشینی که هفتاد سال پیش تبعید گاه دزدان و تبه کاران ایرانی بود . مطمئن باشید هر جا که سفر کنید از دبی زیبا تر و جذاب تر خواهد بود . به دبی کثیف سفر نکنید .

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 6:48  توسط   | 

دل من پشت سرت کاسه آبی شد و ریخت

در فراق قیصرشعر ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:33  توسط   | 

عید فطر مبارک

 

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 

مسلمانان روزه دار  كه ماه رمضان را به روزه دارى به پا داشته و از خوردن و آشاميدن و بسيارى از كارهاى مباح ديگر امتناع ورزيده اند، اكنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستين روز ماه شوال اجر و پاداش خود را از خداوند مى‏طلبند، اجر و پاداشى كه خود خداوند به آنان وعده داده است.

اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در يكى از اعياد فطر خطبه اى خوانده‏ اند و در آن مؤمنان را بشارت و مبطلان را بيم داده ‏اند:

 اى مردم! اين روز شما روزى است كه نيكوكاران در آن پاداش مى‏گيرند و زيانكاران و تبهكاران در آن مايوس و نااميد مى‏گردند و اين شباهتى زياد به روز قيامتتان دارد، پس با خارج شدن از منازل و رهسپار جايگاه نماز عيد شدن به ياد آوريد خروجتان از قبرها و رفتنتان را به سوى پروردگار، و با ايستادن در جايگاه نماز به ياد آوريد ايستادن در برابر پروردگارتان را و با بازگشت ‏به سوى منازل خود، متذكر شويد بازگشتتان را به سوى منازلتان در بهشت‏ برين، اى بندگان خدا، كمترين چيزى كه به زنان و مردان روزه ‏دار داده مى‏شود اين است كه فرشته‏اى در آخرين روز ماه رمضان به آنان ندا مى‏دهد و مى‏گويد:

?هان! بشارتتان باد، اى بندگان خدا كه گناهان گذشته‏ تان آمرزيده شد، پس به فكر آينده خويش باشيد كه چگونه بقيه ايام را بگذرانيد.?  

عارف وارسته ملكى تبريزى درباره عيد فطر آورده است: ?عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمى‏برند.?

روز اول ماه شوال را بدين سبب عيد فطر خوانده ‏اند كه در اين روز، امر امساك و صوم از خوردن و آشاميدن برداشته شده و رخصت داده شد كه مؤمنان در روز افطار كنند و روزه خود را بشكنند فطر و فطر و فطور به معناى خوردن و آشاميدن، ابتداى خوردن و آشاميدن است و نيز گفته شده است كه به معناى آغاز خوردن و آشاميدن است پس از مدتى از نخوردن و نياشاميدن. ابتداى خوردن و آشاميدن را افطار مى‏نامند و از اين رو است كه پس از اتمام روز و هنگامى كه مغرب شرعى در روزهاى ماه رمضان، شروع مى‏شود انسان افطار مى‏كند يعنى اجازه خوردن پس از امساك از خوردن به او داده مى‏شود.

عيد فطر داراى اعمال و عباداتى است كه در روايات معصومين(ع) به آنها پرداخته شده و ادعيه خاصى نيز آمده است.

از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.

و در قنوت نماز عيد مى‏خوانيم:

 ?... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏?

بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

 

مهدي عزيزان

طبيعت با بهار طراوت مى‏يابد و معنويت با بهار رمضان اوج مى‏گيرد. بهار طبيعت با نوروز آغاز مى‏شود و بهار معنويت با ماه رمضان. سردى طبيعت با شكوفه‏هاى بهارى و سرود بلبلان رخت بر مى‏بندد و يخهاى عصيان و نافرمانى، با زمزمه‏هاى نيمه شب رمضان و ترنم دعاى رمضانيان آب مى‏شود. در رمضان است كه مى‏توان هفت شهر عشق را پيمود و ديو نفس را بر زمين افكند و در عيد فطر پيروزى فطرت بر شهوت را، جشن گرفت.

اگر گردش زمين دور خورشيد، آغازگر سال شمسى است واگر تكاپوى ماه بر گرد زمين، نويد بخش سال قمرى؛ حركت سالك عاشق در رمضان المبارك در مدار توحيد، طلايه دار سال معنوى است و پيروزى قلب سليم بر شهوت بدخيم، نوروز آن.

رضاى آل محمد عليهم‏السلام را سخنى شنيدنى است:

«اِنَّما جُعِلَ يَوْمُ الْفِطْرِ الْعيدَ لِيَكُونَ لِلْمُسْلِمينَ مُجْتَمَعا يَجْتَمِعُونَ فيهِ وَ يُبْرِزُونَ لِلّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَيُمَجِّدُونَهُ عَلى ما مَنَّ عَلَيْهِمْ فَيَكُونُ يَوْمَ عيدٍ وَ يَوْمَ اِجْتِماعٍ وَ يَوْمَ فِطْرٍ وَ يَوْمَ زَكاةٍ وَ يَوْمَ رَغْبَةٍ وَ يَوْمَ تَضَرُّعٍ. وَ لأَِنَّهُ اَوَّلُ يَوْمٍ مِنَ السَّنَةِ يَحِلُّ فيهِ الاَْكْلُ وَالشُّرْبُ لاَِنَّ اَوَّلَ شُهُورِ السَّنَةِ عِنْدَ اَهْلِ الْحَقِّ شَهْرُ رَمَضانَ فَأَحَبَّ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ اَنْ يَكْونَ لَهُمْ فى ذلِكَ مَجْمَعٌ يَحْمِدُونَهُ فيهِ وَ يُقَدِّسُونَهُ؛(1) همانا روز فطر، عيد قرار داده شده تا براى مسلمانان روز اجتماعى باشد كه در آن روز گرد هم آيند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز كنند و به خاطر منّتى كه بر آنان نهاده است، او را ستايش كنند، پس روز عيد و روز گردهم‏آيى و روز افطار، روز زكات، روز گرايش به يكديگر و روز تضرّع [به پيشگاه حق تعالى] است، [و نيز روز فطر، روز عيد قرار داده شده] به دليل آنكه روز فطر اولين روز سال است كه خوردن و آشاميدن در آن جايز شمرده شده است، چرا كه نزد اهل حق اولين ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عيد فطر، مسلمانان اجتماع كنند و با يكديگر به ستايش و تقديس او بپردازند.»

در صبحدم اين عيد آسمانى است كه هاتفى ملكوتى، پيروزمندان ميدان جهاد اكبر را به دريافت پاداششان فرا مى‏خواند، پاداشى فراتر از پاداشهاى خاكى و غيرقابل مقايسه با هداياى پادشاهان زمينى.

امام باقر عليه‏السلام ازپيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله روايت كردند: «اِذا كانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّال نادى مُنادٍ: اَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ أَغْدُوا اِلى جَوائِزِكُمْ. ثُمَّ يا جابِرُ جَوائِزُ اللّهِ لَيْسَتْ كَجَوائِزِ هؤُلاءِ الْمُلُوكِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ يَوْمُ الْجَوائِزِ؛(2) هنگاهى كه روز اول ماه شوال فرا مى‏رسد، منادى ندا مى‏دهد: هان اى مؤمنان! براى دريافت جوايزتان صبح زود بشتابيد. اى جابر، جوايز خداوند همانند جوايز پادشاهان نيست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوايز است.»

فاتحان و مدال‏آوران جهاد اكبر را شايسته نيست كه از پس اين پيروزى بزرگ، در گرداب معصيت و نافرمانى در غلطند و ديگر بار اسير نفس فرومايه شوند و عزت خدايى را با ذلّت شيطانى معاوضه كنند. اميرمؤمنان على عليه‏السلام در خطبه‏هاى عيد فطر، مردم را به دورى از معصيت در ابعاد مختلف فردى، اجتماعى، اقتصادى، و... دعوت مى‏فرمايد.

امام على عليه‏السلام در عيد فطر خطبه خواند تا آنجا كه فرمود: «اَطيعُوا اللّه‏َ فيما نَهاكُمْ عَنْهُ مِنْ قَذْفِ الْمُحْصَنَةِ وَ اِتْيانِ الْفاحِشَةِ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ بَخْسِ الْمِكْيالِ وَ شَهادَةِ الزُّوْرِ وَ الْفِرارِ مِنَ الزَّحْفِ؛(3) فرمان خداوند را در خوددارى از كارهايى كه شما را از آن برحذر داشته است، عمل كنيد [كه از آن جمله است:] نسبت ناروا به زنان عفيف، شهوترانى حرام، شراب خوارى، كم‏فروشى، شهادت ناحق و فرار از جهاد.»

از همين رو است كه پاكان و سالكان را در تعظيم اين عيد عظيم آدابى است و در تحكيم شعائر آن احكامى. در اين مختصر به برخى از آداب اين عيد سعيد اشاره مى‏شود.

آداب عيد فطر

1. احياء شب عيد

امام صادق عليه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود:

«كانَ عَلِىُّ ابْنُ الْحُسَيْنِ عليهماالسلام يُحْيى لَيْلَةَ عَيْدِ الْفِطْرِ بِالصَّلاةِ حَتّى يُصْبِحَ وَ يَبيتُ لَيْلَةَ الْفِطْرِ فِى الْمَسْجِدِ؛(4) امام سجاد عليه‏السلام ، شب عيد فطر را با نماز به صبح مى‏آورد و در مسجد به شب زنده‏دارى مى‏پرداخت.»

2. زيارت امام حسين عليه‏السلام

سيد ابن طاووس در اقبال الاعمال از جمله آداب شب عيد فطر را، زيارت امام حسين عليه‏السلام معرفى مى‏كند.

3. غسل شب و روز عيد

از جمله آداب شب و روز عيد فطر، غسل است. وقت غسل شب عيد، از اول مغرب تا اذان صبح است؛ گرچه انجام آن در ابتداى شب بهتر است. و وقت غسل روز عيد، از اذان صبح تا غروب آفتاب است؛ گرچه بهتر است آن را پيش از نماز عيد به جا آورد و اگر از ظهر تا غروب بجا آورد، احتياط واجب آن است كه به قصد رجاء انجام دهد.(5)

4. پرداخت زكات فطره

همچنان كه تمام بودن نماز به صلوات بر پيامبر و آل اوست و بدون صلوات نماز ناتمام است، تمام بودن روزه نيز به پرداخت زكات فطره است.

قال ابوعبداللّه‏ عليه‏السلام : «اِنَّ مِنْ تَمامِ الصَّوْمِ اِعْطاءُ الزَّكاةِ ـ يَعْنِى الْفِطْرَةَ ـ كَما اَنَّ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تَمامُ الصَّلاةِ، لاَِنَّهُ مَنْ صامَ وَ لَمْ يُوَدِّ الزَّكاةَ فَلا صَوْمَ لَهُ اِذا تَرَكَها مُتَعَمِّدا؛(6) امام صادق عليه‏السلام فرمودند: از جمله كارهايى كه موجب كامل شدن روزه است، پرداخت زكات فطره است، همچنان كه صلوات بر پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله ، موجب كامل شدن نماز مى‏شود. اگر كسى روزه بدارد ولى زكات فطره را از روى عمد پرداخت نكند، در واقع روزه نداشته است [و روزه‏اش مقبول نيست.]»

زكات فطره، علاوه بر آنكه باعث تمام بودن روزه است، نقصان زكات مال را نيز جبران مى‏كند.

امام على عليه‏السلام فرمود: «مَنْ اَدّى زَكاةَ الْفِطْرَةِ اَتَمَّ اللّهُ بِها ما نَقَصَ مِنْ زَكاةِ مالِهِ؛(7) كسى كه زكات فطره پرداخت كند، خداوند به وسيله آن، نقصان در [پرداخت] زكات مالش را جبران مى‏كند.»

5. تكبير خداوند

به پاس امداد الهى و يارى رساندن او در پيروزى بر ديو نفس و برخوردارى از نعمت هدايت و سرمايه معنويت، بايد ولى نعمت را بزرگ داشت و او را تكبير گفت.

بعد از نماز مغرب و عشاى شب عيد، پس از نماز صبح و ظهر و عصر روز عيد و نيز پس از نماز عيد فطر مستحب است چنين تكبير بگويند: «اللّه اكبر، اللّه اكبر، لا اله الا اللّه واللّه اكبر، اللّه اكبر وللّه الحمد، اللّه اكبر على ما هدانا.»(8)

6. كراهت روزه تا سه روز پس از عيد فطر

در برخى روايات توصيه شده است كه تا سه روز پس از عيد فطر، از روزه گرفتن خوددارى شود.

امام صادق عليه‏السلام فرمودند: «لا صِيامَ بَعْدَ الاَْضْحى ثَلاثَةَ اَيّامٍ وَلا بَعْدَ الْفِطْرِ ثَلاثَةَ اَيّامٍ اِنَّها اَيّامُ اَكْلٍ وَ شُرْبٍ؛(9) تا سه روز پس از عيد قربان و عيد فطر، روزه داشتن روا نيست. اين روزها، روزهاى خوردن و آشاميدن است.»



1. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج1، ص522.

2. يعقوب كلينى، كافى، ج4، ص168.

3. حر عاملى، وسائل الشيعه (آل البيت)، ج15، ص344.

4. حر عاملى، وسائل الشيعه، (آل البيت)، ج8، ص87.

5. رساله امام خمينى رحمه‏الله ، مسئله 644.

6. سيد ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج1، ص466؛ شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص119.

7. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص119.

8. رساله امام خمينى رحمه‏الله ، مسئله 1526.

9. حر عاملى، وسايل الشيعه، (آل البيت)، ج10، ص519.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:12  توسط   | 

خواب ديدم

خواب ديدم خواب اينکه مرده ام                     خواب ديدم خسته و افسرده ام

 روي من خروارها از خاک بود                         واي قبر من چه وحشتناک بود

 تا ميان گور رفتم دل گرفت                             قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

 ناله مي کردم وليکن بي جواب                      تشنه بودم تشنه يک جرعه آب

بالش زير سرم از سنگ بود                            غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

خسته بودم هيچ کس يارم نشد                      زان ميان يک تن خريدارم نشد

هرکه آمد پيش حرفي خواند و رفت                 سوره حمدي برايم خواند و رفت

نه شفيقي نه رفيقي نه کسي                        ترس بود و وحشت و دلواپسي

آمدند از راه نزدم دو ملک                                 تيره شد در پيش چشمانم فلک

يک ملک گفتا بگو اسم تو چيست                      آن يکي فرياد زد رب تو کيست

 اي گنهکار سيه دل بسته پر                            نام اربابان خود يک يک ببر

در ميان عمر خود کن جستجو                           کارهاي نيک و زشتت را بگو

 گفتنم عمر خودت کردي تباه                            نامه ي اعمال تو گشته سياه

 ما که ماموران حق داوريم                                نک تو را سوي جهنم مي بريم

 ديگر آنجا عذر خواهي دير بود                           دست و پايم بسته در زنجير بود

 نا اميد از هر کجا و دلفکار                                 مي کشيدندم به خفت سوي نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد                                از جنان درهاي رحمت باز شد

مردي آمد از تبار آسمان                                    نور پيشاني اش فوق کهکشان

چشمهايش زندگاني مي سرود                         درد را از قلب آدم مي زدود

 گيسوانش شط پر جوش و خروش                    در رکابش قدسيان حلقه بگوش

صورتش خورشيد بود و غرق نور                       جام چشمانش پر از شرب طهور

 لب که نه سرچشمه آب حيات                          بين دستش کائنات و ممکنات

خاک پايش حسرت عرش برين                           طره يي از گيسويش حبل المتين

بر سرش دستار سبزي بسته بود                      بر دلم مهرش عجب بنشسته بود

در قدوم آن نگار مه جبين                                  از جلال حضرت عشق آفرين

 دو ملک سر را به زير انداختند                           بال خود را فرش راهش ساختند

 غرق حيرت داشتند اين زمزمه                          آمده اينجا حسين فاطمه

 صاحب روز قيامت آمده                                     گوئيابهر شفاعت آمده

سوي من آمد مرا شرمنده کرد                          مهربانانه به رويم خنده کرد

 گفت آزادش کنيد اين بنده را                            خانه آبادش کنيد اين بنده را

اينکه اينجا اين چنين تنها شده                          کام او با تربت من وا شده

 مادرش او را به عشقم زاده است                   گريه کرده بعد شيرش داده است

 بارها بر من محبت کرده است                         سينه اش را وقف هيئت کرده است

اينکه مي بينيد در شور است و شين                ذکر لالائيش بوده ياحسين(ع)

ديگران غرق خوشي و هلهله                           ديدم او را غرق شور و هروله

 با ادب در مجلس ما مي نشست                     او به عشق من سر خود را شکست

 سينه چاک آل زهرا بوده است                        چاي ريز مجلس ما بوده است

خويش را در سوز عشقم آب کرد                      عکس من را بر دلش قاب کرد

 اسم من راز و نيازش بوده است                      خاک من مهر نمازش بوده است

 پرچم من را بدوشش مي کشيد                      پا برهنه در عزايم مي دويد

 اقتدا بر خواهرم زينب نمود                              گاه ميشد صورتش بهرم کبود

بارها لعن اميه کرده است                                خويش را نذز رقيه کرده است

تا که دنيا بوده از من دم زده                             او غذاي روضه ام را هم زده

اينکه در پيش شما گرديده بد                           جسم و جانش بوي روضه مي دهد

حرمت من را به دنيا پاس داشت                       ارتباطي تنگ با عباس داشت

نذر عباسم به تن کرده کفن                              روز تاسوعا شده سقاي من

گريه کرده چون براي اکبرم                             با خود او را نزد زهرا مي برم

هرچه باشد او برايم بنده است                          او بسوزد صاحبش شرمنده است

در مرامم نيست او تنها شود                             باعث خوشحالي اعدا شود

 در قيامت رنگ و بويش ميدهم                          پيش مردم آبرويش ميدهم

باز بالاتر بروز سرنوشت                                    ميشود همسايه من در بهشت

 آري آري هرکه پا بست من است                     نامه ي اعمال او دست من است...

شاعر : سيد امير حسين مير حسيني

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 7:18  توسط   | 

حلول ماه پرفیض و برکت رمضان ماه مهمانی خدا بر شما مبارک.

حلول ماه پرفیض و برکت رمضان ماه مهمانی خدا بر شما مبارک.

رسول الله (صلى الله عليه وآله) از ماه مبارك رمضان به شهر الله ياد فرمود: قد أقبل اليكم شهر الله? ماه خدا به شما روى كرد، چون در اين ماه صوم الله مطرح است، چون روزه مال خداست و اين ماه، ماه روزه است، لذا ماه مبارك رمضان را شهر الله مى نامند، چه اين كه ماه رجب ?شهر ولايت? است و ماه شعبان هم ?شهر نبوت و رسالت.و در دعاهاى ماه رجب فرمودند كه از خداوند متعال بخواهيد كه زمينه توفيق ماه مبارك رمضان از هم اكنون براى شما مهيّا و فراهم بشود. اينطور نيست كه هر كس بتواند به عظمت ماه مبارك رمضان راه بيابد قبل از اين كه مقدماتى را طى كرده باشد. در روايتى فرمودند: شما نگوييد: رمضان آمد، رمضان رفت، بگوييد: شهر رمضان آمد و شهر رمضان رفت، زيرا رمضان اسمى از اسمهاى مبارك خداى سبحان است.
اگر انسان در اين شهرالله به لقاءالله نرسد به باطن روزه نرسيده است، بلكه يك روزه اى در سطح طبيعت گرفته است و پاداشى را هم كه به او مى دهند در همان سطح است. اين كه مى فرمايد:الصّوم لي وَ أنا اجزي به يعنى روزه مال من است و من شخصاً جزاى روزه دار را خواهم داد. سخن از مَن است، خودش را مطرح مى كند، روزه ماه من است و من هستم كه جزاى روزه دار را مى دهم، به فرشتگان نمى گويم او را بهشت ببريد، من خودم جزاى او را مى دهم.
خودش چگونه جزا مى دهد؟ به يك عده اى مى فرمايد:فَادْخُلِى فِى عِبادِى وَ ادْخُلِى جَنَّتِى?. حال آيا در آنجا سخن از خوردن و پوشيدن و نوشيدن است، يا انسان به جايى مى رسد كه از آنچه بنام خوردن و پوشيدن و امثال اينهاست، مى گذرد و به جايى مى رسد كه جاى آنها نيست، در عين حال كه خوراكى ها و پوشاكى ها را در مرتبه نازله دارد، فرمود: ?إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّات وَنَهَر فِي مَقْعَدِ صِدْق عِنْدَ مَلِيك مُقْتَدِر? اگر روزه براى اين است كه انسان به تقوا برسد، تقوا دو درجه دارد: يكى همان بهشتى است كه درآن نعمتهاى فراوان موجود است: ?اِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنّات وَ نَهَر? براى لذائذ ظاهرى است، يكى هم عندالله است، آنجا ديگر سخن از سيب و گلابى نيست. سيب و گلابى از آن جسم و بدن اوست كه ?جنّات وَ نَهَر? براى بدن اوست، امّا لقاء حق براى روح اوست. اين سرّ و باطن روزه است.
همه ماهها پشت سر ماه مباركند، امام سجاد(عليه السلام)در دعا وداع مى فرمايد: ?السلام عليك من شهر لاتنافسه الأيام من شهر?. ?سلام بر تو اى ماهى كه هيچ ماهى با تو مسابقه و رقابت ندارد.?
در منافسه وقتى انسان مى دود و مسابقه مى دهد، نفس نفس مى زند تا به مقصد برسد، خداى سبحان هم فرمود: براى گرفتن فضايل منافسه بدهيد: ?فَلْيَتَنافَسُ الْمُتَنافِسُون? شما نفس نفس بزنيد تا آن شىء نفيس و ارزنده را بگيريد.
امام(عليه السلام) در خطاب به ماه مبارك مى فرمايد: هيچ ماه و ايامى و لحظاتى با تو منافسه نمى كند و رقابت ندارد: تو پيشگامى و همه ماهها به دنبال تو هستند. اين چنين نيست كه انسان بگويد: در ماه مبارك رمضان حرفها را مى شنوم و بعداً عمل مى كنم، اگر فعلاً عمل نشود، بعداً هم عمل نمى شود، چون زمانهاى ديگر آن قدرت را ندارد كه با ماه مبارك رمضان در كسب توفيق انسان رقابت كنند.

                                                    

 

رمضان خوش آمدی

با ارزوی قبول طاعات و عبادات شما در این ماه.

ماه رمضان نزديك است
 

همیشه روزهاولحظاتی درایام سال هست که انسان را به خود متوجه می کند.رمضان یکی ازمهم ترین این ایام است.رمضان ماهی که ازبچه گی برای ماخاطره انگیزبوده است وجاودانه.

رمضان آمدباخان گسترده رحمت ورافت الهی.فرمودوای برآن کسی که رمضان بگذردوآمرزیده نشود.رمضان یک فرصت دوباره است.رمضان امتحانی دیگر است برای مابندگان خدا.

رمضان سروش رحمتی است که ازسوی خدابرای بندگان خویش ندای رحمت وبخشش را به ارمغان می آوردتامابه خودآییم وبرای ساختنی دوباره ازخویشتن تلاشی وافرداشته باشیم.

نمی دانم چگونه وصف رمضان کنم اماهمین قدرمی دانم که رمضان فرصتی مغتنم تا دوباره به خودآییم وباخدای خویش وبامولای مهربانمان امام زمان (عج)که واسطه فیض الهی است پیمانی دوباره ببندیم وازخدابه آبروی امام زمان(عج)بخواهیم به همه ماتوفیق ترک گناه وانجام اموری راکه خودراضی به آن است رامرحمت کند.

بخواهیم خدادوباره مارامتولد کندوازمابنده ای بسازدکه خودمی خواهد.عزیزان راه دشواروموانع زیاد.نفس ماضعیف وشیطان درون وبیرون قوی.دوری جستن ازگناه وپشت پا زدن به ظواهرفریبنده دنیا جزبامددخداوحجت برحقش ممکن نیست.بیایید دست دردست مهربان یار خویش بگذاریم وعهدی دوباره بندیم درماهی که خاص وجود حضرت باریتعالی است.آمین

به نقل از يوسف مصر وجود

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 7:11  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر